• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

جنبش وهابیت، جنبش شاه ولى اللّه دهلوى، جنبش سِنوسى و جنبش سَلَفیّه

حیـدر کـرار ۱۰۲۷ پنجشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۵:۳۶ ب.ظ فرقه وهـابیت ،

1 جنبش وهابیت

وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان (1171 1082 ه‍ . ش +.)+(12) در صحراى نَجد عربستان واقع در حاشیه امپراتورى عثمانى پایه گذارى شد. اندیشه هاى وى بر تعالیم احمد بن حنبل (234 157 ه‍ . ش .) و ابن تیمیه حرانى سُورى (728 661 ه‍ . ش .) استوار بود. این اندیشه ها از سوى محمد بن مسعود حاکم شهر درعیه پذیرفته شد و به کمک شمشیر خاندان سعود و بااستفاده از ضعف امپراتورى عثمانى و حمایت بیگانگان (مانند انگلیس ) گسترش یافت و هم اکنون بخشى آرا و اندیشه هاى احمد بن حنبل (مؤ سس مذهب حنبلى )، ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب (بانى نوحنبلیان ) به عنوان سلسله جنبان فرقه وهابیت ، حداقل در دو جهت عُمده به هم شبیه است : اوّل این که با هر گونه تفسیر و تعمّق در قرآن و حدیث و گرایش به عقل ، فلسفه ، تصوف ، عرفان ، اندیشه و اجتهاد به شدت مخالف بودند. و فقط مراجعه به ظواهر قرآن و حدیث را براى انجام تکالیف شرعى و اداره زندگى بشر کافى مى دانستند. دوم این که طرح چنین موضعى به آن جهت صورت مى گرفت که تنها راه صیانت از اسلام که به عقیده آنان ، بى نهایت به بیراهه و انحراف افتاده و به بدعت و شرک آلوده شده

است استناد و عمل به ظواهر دست نخورده قرآن و حدیث و بازگشت به سَلَف صالح (13) است . اما این از نظر ما انحرافى از اسلام اوّلیّه به حساب مى آید.

دلیل انحراف وهّابیت از اسلام اوّلیّه به این نکته برمى گردد که وهابیت از ارائه تصویرى از اسلام به عنوان آخرین دین توحیدى که قادر به اداره زندگى بشر، باشد ناتوان بوده است . به بیان دیگر؛ ضدیت وهابیت با هر گونه تدبیر اندیشى در حوزه دین و تفسیر نادرست از اسلام که منجر به مسکوت ماندن نیازها و خواسته هاى جدید مسلمانان شده است ، آن را از پویایى و تحرک باز داشته است . و به همین جهت ، وهابیت اغلب در سرزمینهایى رشد و گسترش یافته که از نظر فرهنگى ، فکرى و اجتماعى بسیار عقب بوده اند.(14)

علاوه بر آن ، وهابیت داراى ویژگیهاى دیگرى به این شرح است :

1 وهابیت با همه فرقه هاى اسلامى غیرحنبلى مخالف است . بر این اساس ، پیروان دیگر فرقه هاى اسلامى را کافر و ریختن خون آنها را مباح مى داند!(15)

2 زمانى که امپراتورى عثمانى به علت ضعف ، نیازمند همیارى مسلمین بود، جنبش ضد عثمانى وهابیت شکل گرفت و بدین سان سبب تضعیف بیشتر آن دولت گردید. این موضعگیرى همسو با سیاست انگلستان بود که آرزوى تجزیه عثمانى را داشت ، همان سیاست (ضدیت با تجدید عظمتِ اسلامى ) همچنان پیگیرى مى شود.(16)

تاءثیر جنبش وهابیت بر جنبشهاى سیاسى اسلامى معاصر مُسلّم است ، به گونه اى که شکست نهضتهاى اصلاح طلبى اسلامى جدید که از دهه دوم قرن چهاردهم هجرى شمسى آغاز شده است ، علاوه بر بى تفاوتى سیاسى نسبت به غرب ، ضدیت با خود را مؤ من و مجرى قوانین اسلام نخستین نشان مى دهد.(17)

2 جنبش شاه ولى اللّه دهلوى

با مرگ (اورنگ زیپ )، امپراتور هند، در 1086 ش . امپراتورى مسلمانان هند نیز رو به ضعف گذاشت و هرج و مرج داخلى براى تصاحب قدرت بین حکام ولایات آغازشد. همچنین روابط این امپراتورى با قدرتهاى مسلمان دیگر (عثمانى و ایران ) به سردى گرایید و نیز به تدریج هجوم استعمار اروپایى به هند و کشورهاى اسلامى شروع گردید. در چنین شرایطى جنبش (شاه ولى اللّه دهلوى ) (1160 1080 ه‍ . ش .) در واکنش نسبت به مسائل داخلى مسلمانان و به میزان کمترى در پاسخ به هجوم استعمار غربى شکل گرفت .(18)

شاه ولى اللّه دهلوى که نگران عقب ماندگى مسلمانان بود، بازگشت به اسلام راستین را موجب بازیابى عزّت گذشته مسلمین وحدت بین مذاهب مختلف اسلامى نمود. امّا در تز وحدت اسلامى او مذهب شیعه عنصر بیگانه بود، گر چه رنگ ضد شیعى تعالیم شاه ولى اللّه توسط رهبران بعدى جنبش کاهش یافت ، ولى این جنبش از این جهت حداقل در آغاز کار با فرقه ضد شیعى وهابیت مُشابهت داشت .(19)

ادامه دهندگان جنبش شاه ولى اللّه ، نهضت فکرى او را به جنبش سیاسى اجتماعى تبدیل کردند، و با گسترش تجاوزات استعمارگران ، موضعگیرى ضد غربى این جنبش را نیز توسعه دادند. این تحوّل (تشدید موضع ضد استعمارى ) باعث شد که مسلمانان هند نقش ممتازى را در بیرون راندن استعمارگران از هند و استقلال آن کشور ایفا نمایند.(20)

آراى شاه ولى اللّه در اندیشه و عمل اصلاح گران بعدى هندوستان بسیار مؤ ثر افتاد، به گونه اى که مبارزات ضدانگلیسى پسرش (شاه عبدالعزیز دهلوى ) (معروف به سراج الهند) (حیدر على ) و فرزندش (تیپوسلطان ) و نیز نهضت ضد سیک و ضد انگلیسى احمد بارلى یا بارلاوى (معروف به سید احمد عرفان ) و شورش 1254ه‍ . ش ./ 1875 م . مسلمانان هند علیه انگلیسها، جنبش فرائضه در بنگال به رهبرى (شریعت الله فرائضى ) و جنبش علماى شیعى دیوبند و مهمّتر از همه جنبش ‍ هندىِ (خلافت ) با الهام از اندیشه شاه ولى الله شکل گرفتند.(21)

3 جنبش سَلَفیّه

آغازگر جنبشى که در واکنش به انحطاط داخلى و هجوم استعمار غربى به کشورهاى اسلامى شکل گرفت و تداوم یافت ، (سید جمال الدین اسدآبادى ) (1276 1217 ه‍ . ش .) معروف به افغانى است . این جنبش ، تنها راه بازیابى مجد و عظمتِ مسلمین را بازگشت به قرآن ، سُنّت معتبر و سیره سَلف صالح در عین استفاده از دستاوردهاى مثبت تمدن بشرى مى دانست . به همین جهت نام آن را (جنبش سلفیه ) گذارده اند.(22)

سیّد جمال همواره مذهب و ملیتش را که شیعه ایرانى بود پنهان نگاه داشت تا مانعى در جهت ایجاد تحرک لازم به منظور اتحاد سیاسى جهان اسلام در بین مسلمانان عرب سُنى علیه استبداد داخلى و استعمار خارجى فراهم نیاید. او براى نیل به این مقصود، علاوه بر بهره گیرى از صفات طبیعى خویش (مانند هوش و استعداد شگرف ) و نیز مزایاى اکتسابى (مانند بینش ‍ عمیق اسلامى و آشنایى با چند زبان خارجى )، مسافرتهاى متعددى را به آسیا، آفریقا و اروپا انجام داد و با زبان و قلم تواناى عظمت از دست رفته مسلمانان محسوب مى شد، گام برداشت .(23)

سیّد جمال ، استبداد حکّام داخلى ، استعمار خارجى ، جهالت و بى خبرى ، عقب ماندگى علمى و تمدّنى ، فاصله گرفتن از اسلام نخستین ، نفوذ خرافات در اندیشه هاى مسلمین ، جدایى دین از سیاست ، فرقه گرایى بین علما و زمامداران اسلامى ، ملیت گرایى ، تعصبات قومى ، نژادى ، از خودبیگانگى و خودباختگى در برابر غرب ، رد و انکار امور دنیایى و ترک فضائل اخلاقى را مهمّترین دردهاى جامعه اسلامى تشخیص داد، و مبارزه جدّى با خودکامگى مستبدان داخلى ، جهاد همه جانبه علیه استعمار خارجى ، بازگشت به اسلام اصیل و دور ریختن خرافات ، تلاش در جهت کسب فضائل اخلاقى ، مجهز شدن به علوم و فنون جدید، ایمان و اعتقاد به توانایى اسلام بر نجات مادى و معنوى آنان ، ایجاد پیوند بین دین و سیاست ، اتحاد سیاسى جهان اسلام و... را درمان آن دردها مى دانست .(24)

(شیخ محمد عبده مصرى ) (12791222ه‍ . ش .) و (شیخ عبدالرحمان کواکبى سورى ) (1278 1229 ه‍ . ش .) ادامه دهنده راه اولویتى بر مى گردد که به اجرا و یا چگونگى اجرایى آراى خود مى دادند البته بین اندیشه هاى محمد عبده و آراى سید جمال تمایز بیشترى وجود دارد. اهمّ این تفاوتها عبارتند از:

اوّل : توجه خاص عبده معطوف به عدم آمادگى مسلمانان براى مقابله با اندیشه هاى غربى و نیز منطبق کردن اسلام با مقتضیات جدید بود، در حالى که سید جمال عقیده داشت مسلمانان این آمادگى را بدون آموزش دارا هستند.

دوم : عبده به خلاف سید جمال که به انقلاب جهانى اسلام مى اندیشید، بیشتر طرفدار اصلاح تدریجى در مصر بود.

سوم : عبده ، آموزش و تربیت دینى را بر آموزش و حرکت سیاسى مقدم مى دانست (25) در حالى که سیّد جمال معتقد بود آگاهى سیاسى مقدمه چنین حرکتى است .

پیراستن عقیده مسلمانان از هر گونه شرک و خرافه ، هماهنگ کردن دین با مقتضیات زمان و دستیابى به توسعه و اتحاد ملتهاى مسلمان براى مقابله با خطر غرب سه شعار اساسى سید جمال الدین بود که به ترتیب حرکتهاى اسلامى سلفیه (مانند جنبش سنوسى )، تجدید خواهى (مانند جنبش مهدویه ) و پان اسلامیسم (26) (مانند جنبش هندى خلافت ) را در جهان اسلام پدید آورد.

4 جنبش هندى خلافت

جنبش هندى خلافت در پاسخ به ضعف و زوال مقام و منصب خلافت درامپراتورى عثمانى در سال 1219 ه‍ . ش . / 1840 م . و به صورت بارز و آشکار در سال 1298 ه‍ . ش . / 1919 م . با تاءثیر از اندیشه هاى شاه ولى اللّه و سید جمال شکل گرفت . پیروان این جنبش امیدوار بودند که با تجدید قدرت امپراتورى عثمانى ، از کمک آن دولت براى نجات مسلمانان هند از سلطه انگلیسیها بهره مند شوند. به طور عمده به همین دلیل ، مسلمانان هند ادعاى عثمانیها را مبنى بر خلافت جهانى اسلام پذیرفتند و به حمایت از آن پرداختند.(27)

جنبش گران هندىِ خلافت ، به تاءثیر از تز پان اسلامیسم عثمانیها و بیش از آن به تاءسى از اندیشه اتحاد اسلام سید جمال ، مواضع ضدشیعى خود را کاهش دادند و با طرح همکارى و تفاهم با شیعیان و هندوها، مبارزات خود را علیه انگلیس که در این زمان با گسترش خصومت انگلیسیها با جهان اسلام ، جنبش هندى خلافت نیز توسعه یافت و بعد از جنگ جهانى اوّل و در آستانه تجزیه کامل امپراتورى عثمانى به اوج خود رسید. براین اساس ، این جنبش از آغاز تا پایان در نقطه مقابل اندیشه هاى سید احمد خان (ملقب به سر سید احمد خان (28« قرار داشت . وى راه دستیابى به شکوه قبلى مسلمین را پیروى تمام عیار از انگلیس مى دانست .

جنبش خلافت در پى تجزیه امپراتورى عثمانى و توسعه ناسیونالیسم ترک توسط (آتاتورک ) که در نهایت منجر به الغاى خلافت در سال 1303 ه‍ . ش ./ 1924م . گردید، ناکام ماند. بعد از آن رهبران جنبش بر خلاف مواضع اوّلیّه به مسائل داخلى هند مشغول شدند و بدین سان نقش برجسته اى در استقلال هند ایفا کردند. اما پیروان و رهبران این جنبش با مشاهده گرایش ناسیونالیستى هندوها در جهت سلطه بر مسلمانان ، اقدام به استقلال پاکستان از هند نمودند.(29)

5 جنبش سِنوسى

نمى شمارد و این ویژگى توانایى پى ریزى جنبش اصلاح طلب سنوسى را در شمال آفریقا توسط محمد بن على سنوسى ادریسى الجزایرى (1235 1170 ه‍ . ش .) فراهم آورد.

در آغاز، این جنبش واکنشى در مقابل انحطاط اخلاقى ، اجتماعى و عقب ماندگى مسلمین صورت گرفت ، ولى بعدها به علت گسترش نفوذ و هجوم استعمارگران ، از جنبه ضداستعمارى شدید نیز برخوردار شد.(30)

جنبش سنوسى در ارائه یک الگوى عملى به منظور نجات مسلمانان از عقب ماندگى ، به ایجاد یک نظامِ حکومتى پویا برپایه نظم ، تشکیلات ، اجتماع و تعاون در صحراهاى خشک لیبى اقدام نمود که بر اساس آن ، هر فرد موظف به شرکت فعّال و مؤ ثّر در یک فعالیت اجتماعى بود. نتیجه چنین اقدامى ، دستیابى به موفقیتهاى قابل توجه در امر آموزش ، پرورش و کشاورزى بود. الگویى که در شرایط سخت اقلیمى و فشار روز افزون دشمن خارجى به دست آمد.

این جنبش براى مقابله با خطر خارجى که سرزمینهاى اسلامى را مورد تهدید قرار داده بود، ضمن تشریک مساعى با جنبش ‍ مهدى سودانى ، با فراهم آوردن سربازان داوطلب ، شکستها و تلفات سختى را بر اشغالگران ایتالیایى وارد آورد. جانشینان (محمد بن على سنوسى ) (مانند (سید احمد شریف سنوسى ) و (محمد سنوسى معروف به مهدى ) مبارزات ضد استعمارى جنبش را گسترش دادند.

این جنبش پس از بیست سال جنگ و گریز در سال 1310 ه‍ . ش . با دستگیرى و اعدامِ عمر مختار، یعنى تنها رهبر بازمانده جنبش ‍ توسط سربازان ایتالیایى با شکست مواجه شد.(31)

جنبش سنوسى به علت ویژگیهایى چون وحدت گرایى ، انعطاف پذیرى و مداراگرى (بر خلاف وهابیت ) از همان آغاز طرفدارانى بسیار یافت و به فاصله اندکى الهام بخش جنبش مهدى سودانى گردید. همچنین بعلت ویژگیهاى فوق به رغم کاهش ‍ جنبه ضداستعمارى تا امروز به حیات خود ادامه داده و ریشه عمیقى در شمال آفریقا پیدا نموده است .(32)

جنبش مهدى سودانى توسط (شیخ محمداحمد عبدالله ) معروف به (محمدالمهدى ) یا (محمد احمد سودانى ) در کشور سودان شکل گرفت . این جنبش داراى دو وجه مشترک با سایر جنبشهاى اسلامى گذشته بود : اول این که جنبش مهدى سودانى نیز با هدف مبارزه با انحطاط و استبداد داخلى مسلمانان و به منظور قیام علیه هجوم استعمار خارجى به وجود آمد. دوم این که این جنبش همانند جنبشهاى اسلامى دیگر متاءثر از نهضتهاى گذشته اسلامى و بویژه جنبش سِنوسیه و سَلَفیه بود.(33)

جنبش مهدى گرایان براى تحقق اهدافى که بر اساس آن به وجود آمده بود، با گردآوردن سربازانى از مردم تهیدست که از ظلم سربازان انگلیسى ، مصرى و اشراف سودانى به تنگ آمده بودند، بارها قواى انگلیسى را شکست داد و سرانجام پس از پیروزى مهم و تاریخى بر قواى انگلیسى و کشته شدن ژنرال گوردن و سربازان انگلیسى که موجب عزادار شدن ملکه ویکتوریا شد، و نیز پس از تصرف شهر خارطوم (پایتخت فعلى سودان ) دولت انقلابى خود را در سال 1264 ه‍ . ش . تشکیل دادند که تا سال 1278 ه‍ . ش . به حیات خود ادامه داد.(34)

جنبش مهدى سودانى گر چه بر اساس عقاید صوفیانه شکل گرفته بود، امّا تفاوتهاى بارزى با طریقه هاى صوفیانه دیگر داشت . زیرا این جنبش معتقد بود که باب اجتهاد نباید در مذاهب اربعه بسته باشد، چون قوام دین اسلام به پویایى اجتهاد حکومتى مستقل ، گسترش صنایع کوچک که سرانجام آن ، دستیابى به خودکفایى بود، دست زدند.

نقش سید جمال در آرا و اندیشه هاى جنبش مهدى گرایان بیش از جنبش سنوسه بود. زیرا مهدى سودانى زمانى در جلسات درس سید جمال در مصر شرکت داشت و به صورت مستقیم از افکار سید جمال بهره مند شده بود. همچنین سیّد جمال و عبده بیشترین نقش را در معرفى و انتشار افکار و اقدامات انقلابى جنبش مهدى سودانى در خارج از سودان بر عهده داشتند.(35)

جنبش مهدى سودانى در ارتقاى آگاهى مردم به منظور مقابله و مبارزه مستمر با استعمارگران همانند قیام (ملا عبدالله ) در فاصله سالهاى 12991278 ه‍ . ش . و جنبش آزادیخواهانه مردم سومالى مؤ ثر افتاد. جنبش محمد المهدى پس از او به وسیله فرزندانش (مانند عبدالرحمن المهدى ) و نوادگانش (مانند صادق المهدى ) با تشکیل احزاب و گروههایى چون ( حزب امت ) و ( گروه انصار) ادامه یافت . حزب امت و گروه انصار که اشکال تعدیل یافته جنبش و قیامِ مهدى سودانى است . هم اکنون در صحنه سیاسى اجتماعى کشور سودان حضور دارند.(36)

( منبع:جنبشها و نهضتهاى سیاسى اسلامى معاصر ، مرکز تحقیقات سپاه)

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫