• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

سخنرانی در کودکی

حیـدر کـرار ۱۳۴۹ چهارشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۴۴ ق.ظ خاندان رسالت ، امام حسن ،

عن أبی السعادات فی (الفضائل) أنه أملى الشیخ أبو الفتوح فی مدرسة الناجیة، أنّ الحسن بن علیّ علیهما السّلام کان یحضر مجلس رسول الله صلّى الله علیه و آله و هو ابنُ سبع سنین، فیسمع الوحیَ فیَحفَظُه، فیأتی أُمَّه فیُلقی إلیها ما حَفِظه. فلمّا دخل علیٌّ علیه السّلام وجدَ عندها عِلْماً، فسألها عن ذلک فقالت: مِن ولدک الحسن. فتخفّى یوماً فی الدار وقد دخل الحسن و کان سمع الوحی، فأراد أن یُلقیَه فأُرْتِج علیه.. فعَجِبت أمُّه من ذلک، فقال لها: لا تعجبی یا أماه؛ فإنّ کبیراً یسمعنی، و استماعه قد أوقفنی. فخرج علیٌّ علیه السّلام فقبّلَه. و فی روایةٍ أخرى قال الحسن علیه السّلام: یا أُمّاه، قَلّ بیانی، وکَلَّ لسانی، لعلّ سیّداً یرعانی!
آن حضرت در دوران کودکى در سنّ هفت سالگى، در محضر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله حاضر مى‏ شد، و گفتار وحى را از آن حضرت مى ‏شنید و به خاطر مى‏ سپرد، سپس نزد مادرش حضرت زهرا علیها السّلام مى‏ آمد، و همان گفتار را به حضرت زهرا علیها السّلام مى ‏رسانید. و هر وقت على علیه السّلام نزد فاطمه علیها السّلام مى ‏آمد، مى‏ دید که او به آیات قرآن و مطالب وحى شده، آگاهى دارد. از او مى ‏پرسید: «که این آگاهى را از کجا تحصیل کرده‏ اى؟». حضرت زهرا علیها السّلام مى‏ گفت: «از پسرت حسن علیه السّلام به دست آورده ‏ام». روزى امام على علیه السّلام در خانه مخفى شد، حسن علیه السّلام که وحى تازه‏ اى از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله شنیده بود، خواست تا آن را به مادرش ابلاغ کند، ناگاه اضطراب پیدا کرد، مادرش از اضطراب او تعجّب نمود [که چرا این بار حسن علیه السّلام مانند گذشته نیست و پریشان است؟!]. حسن علیه السّلام به مادر گفت: لا تعجبین یا امّاه! فانّ کبیرا یسمعنى، و استماعه فقد اوقفنى‏: «مادرم! تعجّب نکن؛ چرا که شخص بزرگى صداى مرا گوش مى ‏دهد، و گوش دادن او مرا درمانده نموده است». و طبق روایت دیگر، حسن علیه السّلام به مادر گفت: یا امّاه! قلّ بیانی و کلّ لسانی، لعلّ سیّدا یرعانى‏: «اى مادرم! بیانم کوتاه، و زبانم نارسا شد، گویا شخص بزرگى مراقب من است». (این قضیّه فی الواقع نبود که یک روز گزارش داده باشد. هر روز گزارش می‌داد).

منبع: الأنوار البهیّة للمرحوم الشیخ عباس القمی، ص 76

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫