• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

پیامبر شدن عمر!!

حیـدر کـرار ۱۱۵۶ چهارشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۴۰ ق.ظ عقاید ، پیامبر ، خدمات ،

http://s3.picofile.com/file/8201468000/rrr.jpghttp://s3.picofile.com/file/8201468018/rrryty.jpgروایتی در برخی منابع اهل سنت در وصف خلیفه دوم به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نسبت شده است: «لو لم أبعث فیکم لبعث عمر بن الخطاب»؛[1] اگر من در میان شما به پیامبری مبعوث نمی‌شدم؛‌ همانا عمر بن خطاب به عنوان پیامبر مبعوث می‌شد. همچنین نقل شده است: «لو کان بعدى نبىّ لکان عمر»؛[2] اگر بعد از من پیامبری وجود داشت؛ همانا عمر بود». این روایــت، دارای اشکـــالات سنــدی و معارض‌های بسیـــاری است که ‌جای هیچ تردیــــدی در جعلــــی بــودن آن باقی نمـی‌گذارد. حتی اگـر این روایــت را با معیـــارهای روایی اهــل سنت نیــز بسنجیــم، قـــابل پذیـــرش نخــواهد بــود؛ چرا که افرادی دروغ‌گــــــــــو در جمع راویـــــان آن وجـــود دارند.[3] علاوه بر سند، محتوای روایت نیز اشکالاتی دارد که در ذیل بدان‌ها می‌پردازیم:
1. یکی از شرایط پیامبران این است که قبل و بعد از نبوّت، به خداوند شرک نورزیده باشند و این شرط در میان همه انبیای الهی وجود داشت.[4] حال اگر این روایت درست باشد؛ چگونه عمر بن خطاب شایسته پیامبری است، در حالی‌که در سال ششم بعثت اسلام آورد و تا قبل از آن بت می‌پرستید.[5] خود خلیفه، شخصی را مخاطب قرار داده و از دوران بت‌پرستی‌اش می‌گوید: «من و تو در زمان جاهلیت به کارى بدتر از کهانت آلوده بودیم، بت‌ها را می‌پرستیدیم و با آنها مأنوس بودیم تا این‌که خداوند ما را به‌وسیله رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اسلام، کرامت بخشید».[6]
2. این روایت دلالت دارد که در صورت عدم خاتمیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، خلیفه دوم، پیامبر می‌شد. پس او باید بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) برترین افراد باشد که چنین اعتقادی حتی با مبانی اهل سنت سازگار نیست؛ زیرا در منابع آنان به دفعات نقل شده است؛ پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ابوبکر برترین بوده: «بهترین امت، پس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ابوبکر و سپس عمر بوده است».[7]
علاوه بر این؛ چگونه عمر را می‌توان برتر از همگان دانست، در حالی‌که خود او بارها گفته بود، اگر علی (علیه السلام) نبود، عمر هلاک می‌شد.[8] و اگر معاذ نبود؛ عمر هلاک می‌شد. [9]
3. یکی از این روایات، خلاف نص قرآن است؛ خداوند در توصیف پیامبرش می‌فرماید: «و ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ»‏؛[10] ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم. اما طبق این روایت، باید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را نقمت و مانع پیشرفت عمر بدانیم؛ زیرا در روایت آمده است: «اگر من پیامبر به عنوان پیامبر مبعوث نمی‌شدم؛ عمر به این مقام مبعوث می‌گشت!» طبیعتاً مقام عمر بن خطاب در صورت نبوت بسیار بالاتر و بهتر می‌گشت و تنها وجود پیامبر اسلام سبب می‌شد که ایشان از این مقام دور بمانند. بنابراین، براساس این روایت، پیامبر اسلام برای خلیفه دوم نه تنها رحمتی نبوده، بلکه نقمت محض می‌باشد و این مخالف صریح آیه قرآن است.[11]
4. منابع اهل سنت از جمله صحاح آنان بارها نقل کرده‌اند که‌ پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در شأن امام علی (علیه السلام) فرمود: «تو برای من به منزله هارون (علی نبینا و آله و علیه السلام) برای موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) هستی، مگر این‌که پس از من پیامبری نخواهد بود».[12] به نظر می‌رسد برخی از جاعلان، روایات مورد بحث را در ازای این روایت، وضع کرده باشند تا نکند فضیلتی برای امام علی (علیه السلام) نقل شود و معادل آن برای خلفا نقل نشده باشد.
در هر صورت، روایت موجود در پرسش با حدیث منزلت - که دلالت بر برتری امام علی (علیه السلام) بر همگان می‌کند - تعارض دارد و از این جهت نیز قابل پذیرش نیست. [13]

[1]. شیبانی، أحمد بن محمد بن حنبل، فضائل الصحابة، محقق، محمد عباس، وصی الله، ج 1، ص 428، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1403ق.
[2]. ترمذی، محمد بن عیسى، سنن ترمذی، تحقیق، شاکر،‌ أحمد محمد، عبد الباقی، محمد فؤاد، ج 5، ص 619، مصر، شرکة مکتبة و مطبعة مصطفى البابی الحلبی، چاپ دوم، ‌1395ق؛ شیبانی، أحمد بن محمد، مسند أحمد بن حنبل، محقق، شعیب الأرنؤوط، عادل مرشد، و دیگران، ج 28،‌ ص 624، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[3]. ر.ک: امینى‏، عبدالحسین، الغدیر، ج 5، ص 500، قم، مرکز الغدیر،‌ چاپ اول، 1416ق؛ میلانی، سید على، نفحات الأزهار، ج 11، ص 219، قم، مهر، چاپ اول، 1414ق.
[4]. ر.ک: "عصمت انبیا از دیدگاه قرآن»، سؤال 4467؛ "مؤمن و موحد بودن اجداد پیامبران»، سؤال 6836.
[5]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 5، ص 88، مکتبة الثقافة الدینیة، بور سعید، بی‌تا.
[6]. ابن هشام، عبد الملک، السیرة النبویة، تحقیق، السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج 1، ص 210، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، بی‌تا؛‌ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 2، ص 333، بیروت، دارالفکر،  1407ق.
[7]. بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله (صلی الله علیه و آله) و سننه و أیامه(صحیح بخاری)، محقق، الناصر، محمد زهیر بن ناصر، ج 5، ص 7، بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، 1422ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج 10، ص 58، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1417ق.
[8]. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق، بجاوی، علی محمد، ج 3، ص 1103، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، 1412ق.
[9]. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج 7، ص 258، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، 1989م؛ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبدالموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 6، ص 108، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[10]. انبیاء، 107.
[11]. طبری، محمد بن جریر بن رستم، المسترشد فی إمامة علی بن أبی‌طالب (علیهما السلام)، محقق، مصحح، محمودی، احمد، ص 549 - 550، قم، کوشانپور، چاپ اول، 1415ق؛ عاملی نباطی، علی من محمد، الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم، محقق، مصحح، رمضان، میخائیل، ج 3، ص 80،‌ نجف،‌ المکتبة الحیدریة، چاپ اول، 1384ق.
[12]. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله (صحیح مسلم)،‌ محقق، عبد الباقی، محمد فؤاد، ج 4، ص 1870، بیروت، دار إحیاء التراث العربی. بی‌تا؛ نسائی خراسانی، أحمد بن شعیب، السنن الکبرى، محقق، شلبی، حسن عبد المنعم، ج 7، ص 307، بیروت،‌ مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1421ق.
[13]. بحرانى‏، على، منار الهدی فی النص علی إمامة الأئمة الإثنی عشر (علیهم السلام)،‌ محقق، خطیب، عبدالزهراء، ص 327، بیروت‏، دارالمنتظر، 1405ق.‏

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫